حاج ملا هادي السبزواري

82

شرح مثنوى

اين خوب را : كه روح مجرد و باطن ذات او باشد . ( ( 1745 ) ) خوشتر از تجريد از تن وز مزيج * نيست اى فرعون بىالهام گيج ن 469 15 - ك 165 16 وز مزيج : يعنى و از تجرد از مزاج كه مزيج اماله مزاج است و در بعض نسخ وز مزاج مقفاست با كاج . ( ( 1746 ) ) گفت استر با شتر كاى خوش رفيق * در فراز و شيب و در راه دقيق ن 469 18 - ك 165 18 استر : قاطر و به عربى بغل . ( ( 1753 ) ) هر قدم را از سر بينش نهم * از عثار و اوفتادن وارهم ن 470 3 - ك 165 22 عثار : به عين مهمله و ثاء مثلثه و راء مهمله لغزيدن . ( ( 1755 ) ) يستوى الاعمى لديكم و البصير * فى المقام و النّزول و المسير ن 470 5 - ك 165 23 المسير : مصدر ميمى به معنى سير . ( ( 1757 ) ) از خورش او جذب اجزا مىكند * تار و پود جسم خود را مىتند ن 470 7 - ك 165 24 جذب اجزا : در برگشت به اول كه كوزه گر . . . ( ( 1758 ) ) تا چهل سالش به جذب جزوها * حق حريصش كرده باشد در نما ن 470 8 - ك 165 24 در نما : نمو و اما در غذا تا حلول اجل و مادام العمر روح به استخدام غاذيه و خوادم جذب اجزا مىكند و تخصيص به چهل ندارد . ( ( 1759 ) ) جذب اجزا روح را تعليم كرد * چون نداند جذب اجزا شاه فرد ن 470 9 - ك 165 25 چون نداند : چون نتواند حق كه جمع اجزا كند در حشر و قال « وَهُوَ اَلَّذِي يَبْدَؤُا اَلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُه » 30 : 27 ( 1 ) . ( ( 1763 ) ) هين عزيزا درنگر اندر خرت * كه بپوسيدست و ريزيده برت ن 470 15 - ك 165 28

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء روم آيهء 27 . .